بوده، از آنجا كه او براي استفادهٴ مسيحيت غربي به لاتيني نوشته، مناسبتر ميبود كه از او در بخش بوهميا سخن ميگفتيم و نه در اينجا.
اشارهٴ مشابهي درمورد گويدو دا بانيولو ميتوان كرد كه پزشك شاه قبرس بود. با اينكه آن جزيره در خاور نزديك واقع است، در زمان سلسلهٴ آنتيوك ـ لوزينيان، بيش از آنچه بخشي از مسيحيت شرقي باشد، دنبالهٴ مسيحيت غربي بود. در قبرس پزشكان ديگري بودند، فرانسوي، يوناني يا ايتاليايي، حتي ممكن است از مليتهاي ديگر، ولي تنها كسي كه در حال حاضر ميتوانم ذكر كنم گويدو دا بانيولو است، كه نهتنها پزشك، كه انسانگرا هم بود. تاريخ پزشكي قبرس (و در اين مورد) شرق مسيحي هنوز نوشته نشده است. تعداد زيادي گزارشهاي سدهٴ چهاردهم مربوط به قبرس وجود دارد، چون بسياري از زايران در راه عزيمت به قدس يا در بازگشت به وطن از آن جزيره ديدار ميكردند، از قبيل ويليام بولدِنسله (1333)، جاكوموي ورونايي (1335)، لودُلف زودهايمي (حدود 1340)، سِر جان ماندويل، نيكولو دي مارتوني(1394)، اوژيا دانگلور (1395)، كه خاطراتشان از قبرس در داخل پرانتز ذكر شده است. گزارش نيكولو بهويژه مفصل است، ولي نه او و نه ديگران دربارهٴ طب چيزي نگفتهاند.1 با اينكه اربابان قبرس فرانسوي بودند، اكثريت مردم به يوناني سخن ميگفتند. جاكوموي ورونايي ميگويد: ((آنان زبانهاي عربي و فرانسه را بهخوبي ميفهميدند، ولي بيشتر به يوناني حرف ميزدند.))، و ميافزايد، در قبرس اقسام مسيحيان بودند، نهفقط مسيحيان ((حقيقي))، بلكه يونانيان، يعقوبيان، ارمنيان، گرجيان، مارونيان و نسطوريان. دربارهٴ مسلمانان چيزي نميگويد، ولي ساير اظهاراتش حاكي از تأثيرهاي اسلامي است. گزارشهاي زيارتي با تعدادي آثار متبرك و معجزاتي كه در قبرس اتفاق افتاده، موٴثرتر ميشد،2 بهويژه با ذكر ثروت جزيره از جمله ثروت شهرهاي فاماگوستا و نيكوزيا. آن ثروت و زيادهروي و ضعف توأم با آن صورتي افسانهاي يافته بود.
پژواك آن از بهشت دانته (نوزدهم، ص 145 ـ 148) و در شرح بنونوتو رامبالدي ايمولايي به گوش ميرسد.
ب. يهود
گزارش ما دربارهٴ طب يهودي در شش بخش است: 1) اسپانيا؛ 2) كاتالونيا؛ 3) پرونس ولانگدوك؛ 4) آلمان؛ 5) صربستان؛ 6) چين. در پي آن گزارش كوتاهي خواهيم داشت از طب سامري.